أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي
628
مناقب العارفين ( فارسى )
شعر ( مجتث ) بگير كيسهء پرزر به أقرضوا اللّه « 2 » آى * قراضه قرض دهى ضذ هزار كان گيرى و هر مريدى و عاشقى كه در راه شيخ خوذ زربازى توانذ كردن سربازى هم توانذ كردن و هرگز عاشقان مخلص مخلص « 5 » بدين و دنيا نمانده و گويند از آن مجموع جز درمى قبول نكرد و همه را باز به حضرت شيخ حسام الدين بخشيذه نه چندان عنايت بىنهايت فرموذ كه در شرح آيذ وَ إِلَى اللَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ ( 31 / 22 ) عاقبت به جائى رسيذ و صدرى شذ كه اصحاب مشروح الصدر بر صدر او سر مىنهاذند و حضرت مولانا امين كنوز العرش خطابش مىفرموذ « 10 » و شش مجلّد مثنوى كه بيست و شش هزار و ششصذ و شصت بيت است ، شرح سرّ او بوذ و در وصف او نازل شذ « 12 » « 4 / 22 » همچنان « 13 » منقولست كه روزى مولانا شمس الدين « 14 » فرموذ كه بسطامى محجوب بوذ ، شصت سال خربزه نخورده بوذ ؛ گفتند : چرا نمىخورى ؟ گفت : نمىدانم كه حضرت مصطفى خربزه را چگونه « 15 » بريد ؟ پس كسى كه خربزه بريذن او را ندانذ از علمهاش كه پنهانتر و مشكلترست چه خبر دهذ ؛ فرموذ اگر دشنام من بكافر صذساله رسذ مؤمن شوذ ؛ اگر بمؤمن رسذ ولى شوذ ، به بهشت روذ ،
--> ( 4 / 22 ) Z 176 آ - ب B 165 آ K 392 - 393 126 ، II ، 9 - 58 ، II , T ( 5 ) مخلض محلص ؟ ؟ ؟ ؟ hZBK : مخلص Z ( 10 ) مىفرموذ ZK : مىكرد hB - B ( 12 ) شذ ZK : بود B ( 13 ) همچنان BK : - Z ( 14 ) شمس الدين ZK : ش B ( 15 ) چكونه ZK : چنين B ( 2 ) أَقْرِضُوا اللَّهَ : قرآن ، سورة المزمل 73 / 20 .